ذکر یونسیه
ختم هاي اين ذكر شريف 400 , 700 , 1001 , 3000 , 4000 , 7000 بار گفته اند , كه بستگي به دستور استاد و قابليت طالب دارد . اما عدد 400 براي همه , ان هم شبها بعد از نماز عشاء تا هر وقت شب در سجده , نافع است . چون اين ذكر به معني استغفار است در ان هيچ عوارضي نيست . جنابش در اثار اين ذكر مي فرمودند : براي ديدن حالات برزخي موءثر است , و در نجف برايم كرارا" اتفاق افتاد براي تقويت نفس و قلب و مكاشفات بسيار خوب است .
چيزي بهتر از ذكر يونسيه براي پيشرفت راه ندارم .
براي رفع حجب و نورانيت موثر است .
استجابت دعا و نجات موءمنين , از طرف خدا شامل گوينده ان مي شود .
تجرد , با مداومت اين ذكر حاصل ميشود , چنانكه براي مرحوم سيد هاشم حداد سه روز حالت تجرد برزخي اتفاق افتاد , كه البته مكاشفه , اين طول زماني را ندارد . مرحوم اخوند ملا حسنقلي همداني فرموده بود , هر قدر , در هر وقت بتوانيد , اين ذكر را بگوئيد , و مرحوم شيخ محمد بهاري در تذكره المتقين فرموده است كه سالك در اواسط كارش اين ذكر را بگويد ( عددش به ابجد 2374 ) .
حضرت استاد از قول مرحوم سيد هاشم حداد نقل كردند كه ذكر يونسيه براي معرفت نفس و معرفت رب موءثر است , و خودش به ذكر يونسيه مشغول بود .
وقتي سئوال كردم در ايام فراغت , همانند راه رفتن و نشستن , چه ذكري براي نورانيت قلب و رفع حجب خوب است ؟ فرمود : ذكر يونسيه .
مي فرمود : عدد 3000 به بعد براي كاملين " سالكيني كه از مراحلي و منازلي عبور كرده اند " مي باشد .
جناب استاد مدت زيادي در نجف 3000 مرتبه اين ذكر را در سجده مي گفتند .
از بسياري از بزرگان اين ختم با عدد 400 مرتبه در سجده خصوصا" در ميان نماز مغرب و عشاء و يا قبل از اذان صبح و يا قبل از اذان صبح و يا بين الطلوعين جهت افاضات روحاني نقل شده است , و اين يكي از ختوماتي است كه معمولا" اساتيد در ابتداي سلوك به شاگردانشان توصيه مي كنند . ناگفته نماند كه اين ختم به منزلهء توبه اي حقيقي است اگر خالصانه براي خدا بجاي اورده شود , اثر شگرفي در پيشبرد انسان دارد .
وقتي از مرحوم ايت الله كشميري پرسيدند بهترين كار براي سالك در كدام يك از اعمال عبادي است ؟ فرمودند : بهترين ان سجده است كه ذكر يونسيه در ان گفته شود . و فرمودند : امان ذكر يونسيه موجب اتصال به ارواح و باز شدن چشم برزخي مي گردد ( افتاب خوبان , اثر استاد علي اكبر صداقت ) . و اين ذكر شريف اثر بسيار عجيبي در رفع غم و اندوه دارد .
امام صادق عليه السلام فرمودند : تعجب مي كنم از چهار كس كه چهار نوع گرفتاري دارند چگونه به اين چهار چيز پناه نمي برند , ....... .
از جمله اينها فرمودند : تعجب مي كنم از كسي كه دچار غم و اندوه شده است اما به اين سخن پناه نمي برد " لا اله الا انت سبحانك اني كنت من الظالمين " ( سوره انبياء , ايه 87 ) زيرا كه حقتعالي در دنبالهء ان فرموده است كه : " و نجيناه من الغم و كذلك ننجي الموءمنين " ( سوره انبياء , ايه 87 ) يعني ما او را " حضرت يونس را به سبب اين سخن " از غم و اندوه نجات داديم و اينگونه ما موءمنان را نجات مي بخشيم .
برگرفته از كتاب راهنماي گرفتاران
ختم چهل روزه (عجیب و شگفت اور)ذکر یونسیه که مرحوم کشمیری (ره)فرموده اند
لا إِلهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ
1)اول اینکه عامل(فردی که ختم را انجام میدهد) بر یگانگی خداوند ایمان داشته باشد نه در زبان بلکه با تمام وجود و با شناخت اندکی که دارد که سرلوحه همه انها یکتایی و بی همتایی خداوند در تمام صفات ثبوتی و مبر بودن او از تمام صفات سلبی است.
2)توجه کامل به وجود بی همتای خداوند و این که عامل بداند خداوند در همه حال ناظر بر عمل اوست همان طور که هنگامی که با یک نفر صحبت میکنید تمام حواس شما به اوست در اینجا نیز باید حالتی مشابه داشته باشید حال انکه در هنگام گفتن این ذکر با سرچشمه وجودو هستی صحبت می کنید.
3)پشیمانی از گذشته سرشار از کوتاهی و ناسپاسی زیرا که این ذکر طبق گفته بزرگان اهل معرفت خود نوعی توبه به درگاه باری تعالی است.
4)نیاز نیست که تنها به معنی ایه اکتفا کنید بلکه به رابطه مضموم ایه با خودتان نیز باید اهمیت بدهید .منظور اینکه در قسمت اول ایه که در یگانگی و یکتایی و منزه بودن خداوند گواهی داده می شود به عظمت خداوند در جهان هم توجه شود به نظم و هماهنگی در کره زمین و در سیارات وستاره ها و خورشیدیا حیات در خشکیها و دریاها وسایر نشانه های عظمت حقتعالی و در قسمت بعدی ذکر گناهان و کوتاهی ها و ناسپاسی هایی که انجام شده به یاد اورده مثل کفران نعمت یا کوتاهی در انجام اعمال پسندیده و...
و غرض این نیست که در هر بار خواندن ذکر تمام این مطالب دوره شود بلکه هر کدام از این دو قسمت را که باعث می شود شما بیشتر در ان لحظات قرب به حضرت دوست پیدا کنید انتخاب کنید که اکثر اوقات به هردو معنی توجه میشود.
5)زمان مناسب همانطور که قبلا گفته شد بعد از عشاء است (حدودا ساعت ده به بعد)و دلیل ان هم قبلا ذکر شد.
6) در مورد تعداد این ختم هم باید از 400 شروع شود و کم کم زیاد شود البته نیازی نیست حتما شما تعداد بشمارید بلکه از 20دقیقه که زمان تقریبی 400 ذکر است شروع کنید و ذره ذره (مثلا سه دقیقه یا پنج دقیقه)انرا زیاد کنید.قبلا گفته شد یکی از دوستان چگونه ختم گرفته بود او حدود20 دقیقه این ذکر را می خوانده و بعد انقدر می خوانده تا در سجده خوابش می برده است بسیاری از انها هم که این ختم را تجربه کرده اند این را توصیه می کنند اینجانب نیز همین طور. زیرا مرحوم کشمیری این را فرمودند.
شاید کمی دشوار به نظر اید اما ایا نتیجه کار انقدر ارزشمند نیست که این سختی ها را بجان خرید؟
ایا نیاز نیست که انسانها بخشی از شبانه روز را به مناجات با باریتعالی بپردازند حال انکه چنین نتایج عظیمی همچون:((( چشم برزخی.ارتباط با عالم ملکوت.و راهیابی به دنیای ارواح. و نورانی شدن قلب. و زدودن لکه های سیاه گناه از روح ادمی. و بسیار چیزهای دیگر))) حاصل این عمل گرانبها نزد علمای اهل معرفت و استادان و بزرگان است.
ذكر نجات منزلت ذكر يونسيه
هدف آفرينش و آرزوي هر نهاد پاك و بيداري، كمال و رسيدن به پيشگاه قدس ربوبي است و مقصد اساسي و هدف نهيي فرستادن كتابهي آسماني و تمام پيامبران الهي را نيز تشكيل ميدهد. در ين ارتباط، گناهان، خصلتها، روحيات منفي، علاقهمنديهي مادي و تبعيت از هوي و هوس، از بزرگترين عوامل عقب ماندگي انسان و بدترين مانع رسيدن او به خداوند متعال است.
برخي مردم در برابر ين امور احساس بد بودن ندارند و با آنها زندگي ميكنند و بلكه آنها را افزيش ميدهند، ين افراد اهل شقاوت و سيهروزي ميباشند.
برخي ديگر ينها را اموري منفي ميبينند و از آنها احساس بيزاري ميكنند و آرزوي رهيدن از بند آنها را دارند و ليكن در واقعيت زندگي هيچ حركتي در راه كمال و رهيدن و نجات از آنها انجام نميدهند، ين افراد هم در نهيت به وادي بدبختي و سيهروزي خواهند رسيد.
دسته سوّم كساني هستند كه از خواب غفلت بيدار شدهاند و خود را از بند اسارت، ذلّت، تاريكي و بدبختي رهيي دادهاند و با اراده جدّي و عزم استوار در راه تكامل و وصال الهي گام برميدارند. از ين ميان كساني را ميتوان ياد كرد كه با شناخت برنامه سير و سلوك و پيمودن راه آن خود را به مقصد رساندهاند و چشم دل را به جمال دلآري الهي روشن داشتهاند كه نشانه ين افراد را در چهره عارفان حقيقي و مؤمنان راستين بيد جست.
همان كسانيكه تمام لحظههي زندگي آنان در راه رضي محبوب و قرب او قرار دارد و بري آنان مقصدي برتر از قرب و رضا و لقي خداوند وجود ندارد و نور خداوندي پيدا و نهان آنان را فراگرفته است و پرتوي آن تا شعاع بسيار دور نور افشاني ميكند و در زندگي، تمام مقصد و مقصود آنان وصال محبوب است و غير او از چشم آنان پنهان است. سودي وصال در سر دارند و نغمه وصول برزبان، درد فراق را تازه ميكنند و فرياد آن را بلند، آنان كه تماشي جلال جمال الهي را منزلگه اصلي و قبله مراد خويش قرار دادهاند و بر دنيا و مظاهر آن به چشم حقارت نگريستهاند، ينها برخي از صفاتي بود كه آن رهروان راه حقيقت دارند.
بري ديگران كه ين عظمت و شكوه را ميبينند ين مطلب مطرح است كه: ين «سالكان واصل» و ين «عارفان واله» با چه اعمال و اخلاقي حركت كردند كه از درد و رنج فراق نجات و در آغوش پرمهر محبوب قرار گرفتهاند و از كجا دستور و برنامه تربيتي اخذ كردهاند كه به آرزوي ديرين و مقصد نهيي رسيدهاند.
پاسخ كامل ين پرسشها را ميبيست در برنامهها و سيره عملي و دستور العملهيي كه از ين بندگان خداوند رسيده است، جستجو كرد كه كشف ين راز در آن گفتهها و دستورالعملها و سير وسلوك و رياضت عملي نهفته است.
ذكر يونسيه يكي از ذكرهي ريج بين اهل معرفت و از عوامل مؤثر در پيشرفت و ترقي انسان است. در شماره قبل «بشارت» از آن ياد كرديم و دانستيم كه منظور از «ذكر يونسيه» جمله شريفه «لا إله إلا أنت سبحانك إني كنت من الظالمين» ميباشد كه حضرت يونس در دل ماهي با تكرار آن موجب نجات خويش را فراهم كرد.
اكنون منزلت ممتاز و برتر «ذكر يونسيه» را در مكتب سير و سلوكي عارف صمداني و عالم رباني «آخوند ملا حسينقلي همداني» يادآور ميشويم، به اميد آنكه نهادهي پاك از آن بهرهگيرند.
به جهت آنكه ين مطلب را قدرشناسيم لازم است اندكي با موقعيت و مكتب تربيتي و شخصيتي ين نخبه روزگار و عارف نامدار آشنا شويم:
آخوند ملا حسينقلي همداني، با ينكه در فقه و اصول از شاگردان درس فقيه اعظم شيخ مرتضي انصاري بود، لكن در سير و سلوك و اخلاق از محضر و مكتب جمال السالكين سيد علي شوشتري(ره) بهره ميبرد، وي آشنيي خود را با ين مكتب چنين بيان ميكند.
«به درس شيخ مينشستم، دريافتم كه شيخ علي الدوام يام چهارشنبه را به منزل آقا سيد علي شوشتري ميشود و روزي بدانجا شدم و يافتم شيخ نشسته به هيأت تلميذ؛ و سيد نشسته به هيأت استاد. و سيد چيزها ميفرمود ـ در دل گذراندم كه من نيز علي الدوام به ين حضرت شوم.» چون برخواستم سيد با من فرمود اگر ميخواستي هميي. و از آن روز به بعد خدمت آن حضرت بار يافتم.
حضرت امام خميني(قدس سره) در ين باره ميفرميد: «كراراً شنيدهام سيد جليلي معلم اخلاق و معنويات استاد فقه و اصول، مرحوم شيخ انصاري، بوده است. انبيي خدا بري ين مبعوث شدند كه آدم تربيت كنند؛ انسان بسازند؛ بشر را از زشتيها، پليديها، فسادها و رذيل اخلاقي دور سازند و با فضيل و آداب حسنه آشنا كنند».
با ارشاد همين استاد حكيم بود كه آخوند ملاحسينقلي همداني بعد از رحلت شيخ انصاري مشغول تربيت جانهي مشتاق و دلهي آماده شد.
مرحوم آخوند با گردآوردن عالماني مجاهد و مؤمناني خالص سرگرم تربيت و تهذيب اخلاق و رياضت آنان گرديد. و بدين سان بود كه ستارگان درخشاني از محضر و محفل او بيرون آمدند كه هر يك از آنان افتخار علم، معرفت و سير و سلوك محسوب ميشوند.
البته شيوه تربيتي و كرامات و عظمت مرحوم آخوند را در چند سطر نميتوان بيان كرد و لكن از آشنيي با بزرگان اخلاق و عرفان كه در ذيل نام مبارك بعضي از آنها ذكر ميشود، ميتوان به عظمت مكتب تربيتي وي پي برد.
1 ـ مرحوم محمّد بهاري (ره)، مبرزترين شاگرد آخوند و مؤلف كتاب تذكرة المتقين.
2 ـ مرحوم ميرزا جواد ملكي(ره)، مؤلف كتاب المراقبات و اسرار الصلوة ولقاءِ اللّه.
3 ـ عارف كامل مرحوم سيد علي طباطبيي معروف به قاضي، صاحب كرامات مشهور.
4 ـ علامه طباطبيي، مؤلف تفسير الميزان و….
5 ـ يت اللّه مرحوم شيخ محمد تقي آملي، مؤلف مصباح الهدي و….
و نيز صدها انسان بمقصد رسيده ديگر كه سلسله معارف و سير و سلوكي آنها بيواسطه و يا با واسطه و در نهيت بهمكتبي ميرسد كه ملاحسينقلي همداني آنرا رونق و گسترش داد.
آخوند ملاحسينقلي همداني در زندگي خود هيچ كتابي را تدوين نكرده است و فقط حقيق الهي و معارف حق را در صفحه جان و سينه درخشان يك صد و هشتاد مرد پاك كه به جهت درمان درد خود در محضر يشان گردآمده بودند نگاشت و آنان مشعلي فروزان برسر راه سالكان طريق حقيقت در طول تاريخ ساخت.
از دقت در زندگي و اعمال و رفتار و گفتار بزرگان ين «مكتب سير و سلوكي» برمي آید كه همه آنان به «ذكر يونسيه» مراقبت و مداومت داشتهاند و بري رسيدن به مقصد و رهيدن از تاريكي و ظلمت همواره به ديگران توصيه ميكردند كه با آن ذكر، زبان خود را بياريند و زندگي و فكر و دل خويش را روشن دارند.
از آنجا كه كلمات آن بزرگواران داري تأثير شگرف و بسزيي است، در زير برخي از توصيهها و دستورالعملهي آنان در ين باب ميآوريم:
1 ـ عارف و عالم بزرگوار حاج ميرزا جواد تبريزي(ره) در دستورالعملي جامع به محقق كم نظير شيخ محمد حسين اصفهاني معروف به كمپاني ميفرميد: مرحوم مغفور (استاد اكبر سلوك و عرفان ملاحسينقلي همداني) ميفرمودند كه: «در سجده ذكر يونسيه و مداومت آن در شبانه روز ترك نشود. هرچه زيادتر، اثرش زيادتر. اَقَلِّ اَقَلِّ آن چهارصد مرتبه است. خيلي اثرها ديدم» بنده خود هم تجربه كردم و چند نفر هم مدعي تجربهاند.
2 ـ علامه شيخ محمد حسين اصفهاني مشهور به كمپاني در نامهي به عنوان دستورالعمل به يت اللّه آقا ميرزا محمود موسوي زنجاني ميفرميد: باري، «الحمدللّه علي كل حال» از ذكر، سؤال شده بود. اگر چه زياد است ولي مناسب حال و مقام كه در قرآن منصوص و در كلمات معصومين(س) مأثور است: ذكر يونسيه «لا إله إلا أنت سبحانك إني كنت من الظالمين» است كه نتيجه آن در خود قرآن منصوص است. «فنجّيناه من الغم وكذلك ننجي المؤمنين». و چون غم سالك خلاصي از سجن طبيعت است بيد ين مقصد بزرگ منظور بوده باشد كه نتيجه، نجات از سجن طبيعت و ارتقاءِ به عالم قدس است و بديهي است كه ين مقام از لقلقه زبان حاصل نميگردد.
و مشيخ مي فرمودند كه اقلاً چهارصد مرتبه ذاكر در سجده باشد كه اشرف حالات عبوديت است. خيلي خوب است، خورده خورده بيد زياد شود. شيد بعضي كه ميشناسيد دو ساعت يا زيادتر ين سجده را ادامه دادهاند و بهترين اوقات وقت سحر يا بعد از نماز عشاء كه وقت انحدار غذا است كه نه معده پر و نه چندان خالي و ضعيف است و البته توجه به مذكور خداوند در تمام لحظات لازم است تا غلبه حال دست دهد و روز به عالم ملكوت باز شود.
و در آخر ين نامه ميفرميد: «به بنده فرمودند هروقت در مجامع عمومي هستيد مثل آنها باش و اگر به خلوت رفتي در توجه بكوش تا خرمنها گل برداري».
3 ـ حيدر آقي معجزه تهراني: يكي از شاگردان آخوند جناب شيخ علي زاهد را مكرر زيارت كردم روزي از يشان سؤال شد كه استاد شما جناب آخوند ملاحسينقلي همداني شاگردان خود را به چه چيز تربيت ميكرد فرمود به ذكر موت و به بعضي از ارادتمندان خود فرموده بود چنانچه شخصي يك سال شبها در سجده چهار صد بار بگويد: «لا إله إلاّ أنت سبحانك إني كنت من الظالمين» از عالم طبيعت خارج ميشود.
4 ـ عارف كامل عالم عامل مرحوم ميرزا جواد ملكي تبريزي (كتاب المراقبات): مرا نيز در روزگار تحصيل در نجف اشرف شيخ بزرگواري بود كه پيشوا و پناه پارسيان و سالكان بود، از او خواستم كه برترين عمل را كه او خود آزموده و تأثير نيكوهش را در بهبود حال سالك تجربه كرده، بريم بازگويد، او مرا سفارش كرد: ينكه در هر شبانه روز سجودي طولاني به جي آورم و در آن، ين ذكر را به تكرار باز گويم: «لا اله الاّ أنت سبحانك اِنّي كنت من الظالمين» (خديا به جز تو خديي نيست، تو پاكي و ين منم كه بر خويش ستم كرده ام) و قصد و نيتم از ين ذكر ين باشد كه خديا ينك جان من در زندان طبيعت گرفتار است و با زنجيرهي هوا و هوس بسته شده است، و من خود با رفتار نارويم خويش را بدين زندان و زنجيرها گرفتار كرده ام، و هرگز درباره تو چنين پندار نارويي نمي برم كه بگويم تو با من چنين كرده ي، و تو مرا بدين زندان و زنجيرها درافكنده ي، هرگز، تو از ين پندارها پاكي، و ين منم كه خويش را به بلا گرفتار ساخته ام.
آن بزرگ، همه ياران خويش را بدين سجده سفارش مي كرد و آنان نيز ين سفارش را به جي مي آوردند و ذكر ياد شده را برخي هزار بار، برخي كمتر، برخي بيشتر و حتّي برخي سه هزار بار در سجده تكرار مي كردند و آثار مبارك و سازنده آن را در خويش مي يافتند
